۱۳۸۶ بهمن ۸, دوشنبه

هر انسانی تا دوردست ها ، تا بی نهایت ..... تنهاست

۱۳۸۶ دی ۲۰, پنجشنبه

اواخر دیماه .... برف و بارون شدید .... نصف امتحانام لغو شده افتاده اونور تاسوعا عاشورا.... نمی دونم خوشحال باید باشم یا ناراحت ؟؟ گیر کردم تو اتاق .... نه میشه جایی رفت نه میشه کاری کرد .... از خوابگاه در میام .... می خوام برم قم .... سوار
مترو که می شم چشمم به یه تابلوی تبلیغاتی می افته که روش نوشته
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
امروز اول محرمه