۱۳۸۷ آذر ۱۹, سه‌شنبه

Dear Mr.GOD
I wish you would not make it so easy for people to come apart
باید تو رو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی ............... تقدیر بی تقصیر نیست.

۱۳۸۷ مرداد ۹, چهارشنبه

الان که این متنو دارم می نویسم داره 10 روزه که 20 سالم تموم شده .... 10 روزه که لقب Teen از روم برداشته شده ..... 10 روزه که از دنیای نوجوانی پرتاب شدم به جوونی .... 10 روز میشه که حس تنهایی می کنم .... حس بی احساسی ..... حس اینکه اگه نباشم چه اتفاقی ممکنه بیافته ...... فکر می کنم .... دیگرانو بعد از خودم تصور می کنم ..... بازم فکر می کنم ..... به نتیجه خاصی نمی رسم .... شاید دلیلش اینکه فکر می کنم دیگران منو دوست ندارن ..... ولی شاید اشتباه می کنم .... شاید اونا منو دوست دارن ولی به شیوه خودشون .... ولی دوست داشتنی که من متوجهش نشم چه دردی از من دوا می کنه .... نمیدونم .... شاید همه منو دوست داشته باشن..... شاید این دوست داشتن دلیل تنهایی منه.... شاید من چون فکر می کنم دوستی باید متقابل باشه دارم اشتباه می کنم .... به هر حال کم کم دارم تاریک می شم.... مثل همه افراد بزرگتر از خودم .... مثل همه کسایی که در ظاهر با همند ولی هر کدوم در تنهایی خودشون غرقند.... آدمایی که باعث شرم خودشون می دونن که اشک بریزند.... منم دارم سقوط می کنم .... دارم از قله آگاهی ها از قله تفکر از قله پاکی ها از قله ندانستن ها سقوط می کنم .... زمین تظاهر زمین دروغ زمین معامله انتظارمو می کشه ..... حالم از سالای بعد از 19 سالگی به هم می خوره ..... ولی من می خوام تنها نباشم .... می خوام وقتی یه آهنگ هم گوش می دم بزنم زیر گریه .... می خوام شبا اشک بریزم.....

۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

..... همیشه خسته...... همیشه تنها ..... در انتظار نوری تا ابدیت ......

۱۳۸۷ خرداد ۲۶, یکشنبه

بدبختی اینه که هر استادی فکر می کنه که ما فقط امتحان اونو داریم..... نه... جون من تاریخ امتحانا رو داشته باشید : 21-23-25-27-29-2.... آخه این انصافه؟!!

۱۳۸۷ خرداد ۱۱, شنبه

!!! WoW.... What a gorgeous birthday

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

Believe me Brother oh Brother
She will break your heart
Leave her tonight, Be strong
Cause Brother oh Brother '
She's gonna tare you apart
Don't stay and fight